فیزیوتراپی ریه : این درمان یکی از مقدماتی ترین روشهای درمانی فیزیوتراپی در تاریخ این رشته بوده است.بصورتی که پایه درمان فیزیوتراپی دربیماران بستری محسوب می گردد.
این درمان مجموعه ای از روشهای درمانی مختلف است که در جهت بهبود تنفس و تخلیه ترشحات بکار می رود.
بیمار توسط این درمان دارای اکسیژن رسانی بهتری خواهد بود .
تمرینات تنفسی مانند : deep breathing exercises, andcoughing
موارد دیگر : suctioning, nebulizer treatments
فیزیوتراپی ریه در بیماران قلبی نیز انجام می شد ولکن با افزایش دانش و ارتقائ تکنولوژی درمان بیماریهای قلبی نیز به عنوان یک عضو عضلانی با پیچیدگی های خود مد نظر فیزیوتراپی قرار گرفت و به دلیل نزدیکی و تاثیر ریه و قلب برروی دیگر این گونه بیماریها فیزیوتراپی قلبی ریوی با کیفیت و تاثیر فراوان بوجود آمد.
فیزیوتراپی قلب و ریه : اکنون یکی از تخصص های بین المللی فیزیوتراپیست ها می باشد که در بسیاری از کشورها تدریس می گردد و فارغ ا لتحصیل آن به عنوان متخصص مربوطه شناخته می گردد.
در این روش طیف گسترده ای ازبیماریها تحت درمان فیزیوتراپی قرار می گیرند . بیماریهایی مانند:
در این روش درمانی هدف های مقدماتی شامل : افزایش تحمل و عدم وابستگی بیمار به دیگران است.
فیزیوتراپی در جراحی قلب
فیزیوتراپی تنفسی :
اهداف :
- افزایش بهبود تهویه بیمار
- پیشگیری از آتلکتازی و تجمع ترشحات ریوی
- افزایش بازده سرفه
- تصحیح الگوی تنفسی
- کمک به کنترل تنفس بیمار
- اکسیژن گیری کافی آلوئلی
- متحرک کردن دیواره توراکس
اندیکاسیون :
- درد به هر علتی مثل جراحی سینه یا شکم
- محدودیت حجم های تنفسی و تغییر الگوی صحیح تنفس
- فلج عضلات تنفسی
- انسداد راه های هوا ، آتلکتازی وتجمع ترشحات ریوی
- بیماران متصل به دستگاه ونتیلاتور
- بیماران بستری که نیاز به مراقبت های تنفسی دارند
تمرینات تنفسی مانند : deep breathing exercises, andcoughing
موارد دیگر :suctioning, nebulizer treatments
*بهبود تهویه کهبوسیله ورزش های تنفسی انجام می شود شامل :
- بازآموزی تنفسی (تنفس دیافراگماتیک،دنده ای و لب غنچه ای)
- Expantion موضعی ریه (Apical,Basal, Lateral)
فیزیوتراپی درOpen Heart Surgery
فیزیوتراپی قبل از عمل جراحی
وظایف فیزیوتراپیست :
- ارزیابی میزان تحرک مفاصل (ROM) بدن شامل Hip.Knee.Ankle.Sholder .
- توضیح عمل جراحی به بیمار به زبان ساده .
- آشنا کردن بیمار با لوله های متصل به بدنش بعد از عمل مثل chesttube ,Drain , NG, Urine catheter , tracheal tube سیم های ECG وحرارت سنج .
اهداف فیزیوتراپیست:
- حفظ دامنه کامل حرکتی مفاصل
- حفظ گردش خون اندام ها باانجام حرکات ورزشی اکتیو
- اصلاح پوسچر بیمار و آموزش حفظ پوسچر صحیح بعد از عمل جراحی
- تشویق بیمار به تحرک عمومی بدن
- آموزش نحوه انجام سرفه های موثر و بدوندرد
برنامه درمانی قبل از عمل
- انجام ورزش های اکتیو اندام ها
- انجام ورزش های تنفسی به منظور یادگیری و انجام صحیح آنبعد از عمل
- تمرین بادستگاه اسپیرومتر جهت یادگیری و انجام صحیح آنبعد از عمل
- تمرینات تغییر پوزیشن ، چگونگی بلند شدن از روی تخت ، ایستادن و راه رفتن
- تمرینات انجام سرفه های موثر وبدون درد
- تمرینات حفظ پوسچر صحیح بعد از عمل و پرهیز ار حالت قوز کردن
فیزیوتراپی بعد از عمل جراحی
بعد از عمل جراحی بیمار به بخش مراقبت های ویژه (ICU) منتقل میشود و فیزیوتراپیست قبل از شروع درمان باید موارد ذیل را بررسی نماید:
1- آگاهی از وضعیت عمومی بیمار شامل :
- نوع عمل جراحی انجام شده
- برش های جراحی روی سینه و ساق پای بیمار
- درجه حرارت ، نبض ، فشار خون، تعداد تنفس ، نوار قلب و پالس اکسیمتری
- نوع تنفس بیمار که خود به خودیاست یا از طریق ونتیلاتور
- بیمار داروی مسکن دریافت کرده یانه و اینکه بیمار می تواند آب بنوشدیانه
- وضعیت درنهای تخلیه کننده
- مطالعه عکس رادیوگرافی بیمار
2- مراقبت های تنفسی شامل: برقراری تهویه کافی و کامل . کمک به تخلیه ترشحات ریوی و تمیز نگه داشتن راه های هوایی
3- مراقبت های حرکتی شامل : انجام حرکت های اکتیو و پاسیو بیمار جهت حفظ دامنه حرکتی کامل مفاصل ، حفظ قدرت عضلانی ، کمک به بازگشت وریدی ، پیشگیری از استاز خون و ترومبوز وریدی.
برنامه درمانی بعد ازعمل
روز اول بعد از عمل
برنامه درمانی دو ساعت پس از اکستیوب شدن بیمار شروع می شود .
- اطمینان از اینکه بیمار مسکن خود را گرفته است .
- تمرینات تنفسی عمیق یک طرفه و دو طرفه در وضعیتهای مختلف نشسته ، نیمه نشسته ، خوابیده و به پهلو
- تمرین با دستگاه اسپیرومتر در مواقع بیداری تا سر حد خستگی
- ویبراسیون یک طرفه و یا دو طرفه در نواحی مختلف ریه وانجام سرفههای قوی و موثر بدون درد
- اکسپنشن موضعی ریه به خصوص نواحی تحتانی ریه
- انجام تنفس های عمیق دیافراگمیک و دنده ای
- تمرینات اکتیو اندام ها و در صورت لزوم بصورت پاسیو برای بیمار انجام می شود (سه نوبت درروز)
تغییر پوزیشن بیمار و بالا نگه داشتن اندام های تحتانی جهت پیشگیری و کاهش ادم اندام ها
روز دوم بعد از عمل
- انجام ورزش های تنفسی روز قبل
- تمرین با اسپیرومتر هر دو ساعت یکبار (درمواقع بیداری) تا سر حد خستگی
- خارج شدن از تخت و نشستن روی صندلی
- انجام ورزش های اکتیو اندام ها (سه نوبت در روز)
- تغییر پوزیشن هر دو ساعت یکبار
- در صورت وجود ترشحات غلیظ ریوی از تکنیک پرکاشن بصورت ملایم استفاده می نماییم .
روز سوم بعد از عمل
بیمار به بخش جراحی منتقل می شود
- انجام ورزش های تنفسی روز قبل
- تمرین با اسپیرومتر هر یک الی دو ساعت یکبار
- خارج شدن از تخت و راه رفتن در بخش تا حد تحمل
- توجه به حفظ پوسجر صحیح بیمارموقع ایستادن و راه رفتن
- استفاده از بانداژ مناسب یا جوراب مخصوص اندام تحتانی در بیمارانی که گرفت وریدی از ساق پا برداشته شده است (تازمان بهبودی کامل) استفاده می شود .
- انجام ورزش های اکتیو اندام ها روزی سه نوبت
روز چهارم بعدازعمل
- استفاده از اسپیرومتر هر چهار ساعت یکبار
- انجام ورزش های تنفسی روزقبل
- افزایش مدت و مسافت راه رفتن تا حد توان و حداقل90 مترراه می رود .
- بالا رفتن با احتیاط از پله
- انجام ورزش های اکتیو اندام ها
- حفظ پوسچر صحیح موقع راه رفتن
روز پنجم بعد از عمل
- استفاده از اسپیرومتر هرچهار ساعت یکبار
- انجام ورزش های تنفسی در صورت نیاز
- افزایش میزان راه رفتن و بالارفتن از پله
- انجام ورزش های اکتیو اندام ها بدون حضور فیزیوتراپیست
- شروع انجام ورزش های تنه (چرخش تنه و انحراف به طرفین با احتیاط)
روز ششم بعد از عمل
مقدار و مدت زمان انجام فعالیت های روز قبل را تا حد توان افزایش می دهد و می تواند از دوچرخه ثابت استفاده کند.
روز هفتم بعد از عمل
در صورت نبود مشکل ، بیمار ترخیص می شود و به وی توصیه میشود که حتما تمرینات خود را در منزل ادامه دهد. مقدار مسافت راه رفتن را روز به روز افزایش دهد تا اینکه بتواند حدود یک الی دوکیلومتر را به راحتی بپیماید، تا شش هفته نباید رانندگی کندبعد از یک ماه می تواند یک کار سبک یا نیمه وقت را آغاز کند و بعد از یک ماه می تواند به کار نسبتا سنگین بپردازد.
بازتوانی قلبی(Cardiac Rehabilitation) :با گسترش جراحی های قلب به لحاظ کمی و تنوع آن و فراوانی بیماریهای قلب و عروق درمان فیزیوتراپی دچار تغییراتی شد که شامل کار در یک گروه درمانی می باشد (Team Work) که اعضای دائم آن رافیزیوتراپیست و پرستار ICU و پاره وقت آن را روانشناس و متخصص تغذیه تشکیل دادند.
بيماري عروق كرونر (رگهاي تغذيه كنندة ساختمانقلب) يكي از بيماريهاي شايع دركشورهاي پيشرفته و حتيكشورهاي در حال رشد است، به نحوي كه بسياري ازافرادجامعه را در سنين جواني و ميانسالي، گرفتار ميكند و موجب معلوليت و از كار افتادگي و مرگ آنان ميشود. آمار مرگ ومير ناشي از عروق كرونر درايران نيز قابل توجه است. اين بيماري، رتبه نخست علت مرگ افراد بالاي 35 سال در كشور ما است و متأسفانه هر سال به سبب پيشرفتهاي فنآوري كه موجب، كاهش فعاليتهاي جسماني و افزايشتنشهايروحي و رواني ميگردد، سن ابتلا به اينبيماريها كاهش يافته و به طوري كه امروزه اينعارضه علاوه بر سالمندان بیش از پیش نزد افراد ميانسال وجوان ديده ميشود . يكي از تدابير جراحي در اين قبيل بيماران، عمل جراحي پيوند عروق كرونراست كه در بيست سالاخير به صورت شايعترين عمل جراحي بزرگ در كشورهايصنعتيدرآمده است. در حال حاضر، در بيشتر بيمارستانهايخصوصي و دانشگاهي تهران ونيز در برخي از بيمارستانهايمراكز استانها ، اين عمل به ميزانقابل توجهي انجامميشود. از عوارض حين عمل جراحي و پس از آن را ميتوانناتواني، درد و در برخيموارد عدم توانائي و بازگشت بهكار و فعاليت روزانه و يا لزوم تغيير شغل، نام بردكه هريك از آن موارد، قابل بحث و بررسي ميباشند.با تثبيت وضعيت بيمار در دورة پس از عمل جراحي،مراقبتها بر بازتواني و ترخيص بيمار متمركز خواهندبود.انجام برنامههاي بازتوانی قلبي، براي كليه بيمارانيكه تحت عمل جراحي پيوندعروق كرونر قرار ميگيرند،سهم موثري در كاهش مرگ و مير و تشديد علائم خواهند داشت. آموزشها و توصيههاي بهداشتي و ورزشي، نگرشبيمار را نسبت به ماهيت بيماري خود و ضرورت تغييرشيوة زندگي تغييرخواهد داد.
مجموعهاي ازفعاليتهائي كه به بيمار امكان ميدهدبه بهترين شرايط جسمي، ذهني و اجتماعي برسد وبااستفاده از توانائيهاي خود، به جايگاه طبيعياش درجامعه و زندگي فعال خود بازگردد. بهعبارتي مجموعهاي از برنامههايدراز مدتي كه شامل بررسيهاي پزشكي و باليني، بهرهمندي از ورزش،تغيير عوامل خطرآفرين، آموزش و نظارت بر اجراي درمان ميباشد. اين برنامهها به منظورمحدود ساختن اثرات فيزيولوژيك و رواني بيماريهاي قلبي و عروقي، كاهشريسك مرگناگهاني و سكتههاي مجدد، كنترل علائم قلبي و تثبيت يا معكوس نمودن روندتصلب شرايين (آترواسكلروز) و بهبود موقعيت روحي - اجتماعي و شغلي بيماران طراحي شده است.
يك برنامه جامع بازتوانی شاملچهار جزء ميباشد:
آموزش
تمرینات مبتنی بر مانیتورینگ تحت نظر و برنامه ریزی فیزیوتراپیست
روانشناسی
تغذیه
نكات موردنظر در مرحلة روانشناسي عبارتاست از جلوگيري از بروز افسردگي،كاهش اضطراب بيماران، بررسيو كنترل مشكلات شخصيتي و رفتاري و در نهايتحذفمفاهيم غلط از ذهن بيماران كه در اثر بيماري عارض شده وآموزش اطلاعات درست ميباشد ، كه مرحلة آموزش شامل آموزش نحوة تغيير روش زندگي و آموزش تغذيه مناسب براي فرد است. ورزش درماني نيز بعنوان بخش اصلي يكبرنامه جامع بازتوانی قلبي دارايتأثيرات وفوائدمتعدد و بسيار مهمي در بيماران قلبي ميباشد از جمله:افزايشتوانائي درفعاليتهاي روزمره، كاهش احتمال بروز سكتههاي قلبي مكرر، افزايش خونرساني به عضله قلب،كنترل عوامل خطرآفرين، كاهش بيماريهاي مزمن قلب و تصلب شرايين.
انجام ورزش مداوم و صرف انرژي تا 1600 كيلوكالريدر هفته باعث توقفبيماريهاي عروق كرونر و تا 2200كيلوكالري در هفته باعث معكوس شدنروندآترواسكلروزيس (تصلب شرايين) ميشود.
اهداف بازتوانی قلبي را در چهار زمينه درماني،روحي و رواني، اجتماعي و حفظ بهداشتعمومي ميتوانمورد توجه و برنامهريزي قرارداد. نكات موردنظر در اهداف درمانيعبارتنداز: پيشگيري از مرگ ناگهاني، كاهش سكتههايمكرر وبيماريهاي مرتبط و كاهش لزوم بستري شدنهاي مكرر بيماران،بهبودعلائمباليني بيمار مانند آنژين و يا تنگي نفس، كاهش و يا حتي معكوس شدن روند تصلبشرايين، برطرف شدن لنگش متناوب در راه رفتن و افزايش كارآيي بيمار در عملكردهاي عادي روزمره و نيز فعاليتهاي شغلي اهداف روحي رواني در برگيرنده برنامههاي همچون : حفظ و بهبود اعتماد به نفس بيمار، كاهش اضطراب و پيشگيري از افسردگي، افزايشقدرت سازش پذيري بيمار با زندگي پراسترس روزمره و توانائي كنترل استرس، كاهشاضطراب و پيشگيري از افسردگي در همسر و افراد خانواده بيمار وامكان حفظ روابطزناشوئي ميباشد.
در اهداف اجتماعي بازگشت به كارو حفظ استقلال در زندگي روزمره (خصوصاً برايافراد مسن و ياآنها كه اختلال شديد عملكرد بطن چپ را دارند) موردنظرميباشند. اهداف مربوط به حفظ بهداشت عمومي نيز ميتواند،كاهشهزينههاي مستقيم درماني وپزشكي، ترخيص سريعتر از بيمارستان و شروع توانبخشي و همچنين مصرف كمتر داروو كاهش هزينههاي مربوطه را به همراه داشته باشد. نتيجه كلي از دنبال كردن اهداف فوق، رسيدن به يك زندگي با كيفيت مطلوب برايبيماران بوده و اين كيفيت به معني امكان انجام زندگي روزمره با حداقل محدوديت درتوانائي روحي و فيزيكي است.
برخي از بيماريهاي قلبي كه بطور رايجدر معرض بازتوانی قلبي قرار ميگيرندعبارتنداز: سكتهقلبي، جراحي قلب باز و آنژيوپلاستي، آنژين صدري پايدار، نارسائيمزمنقلبي،افراد مسن، خانمها، پيوند قلب، تعويض دريچه و بيماران مبتلا به گرفتگي قلبي
مراحل انجام بازتوانی قلبي:
در گذشته براي بازتوانی قلبي، 3 دورهرا تعريف مينمودند:
مرحله اول در داخلبيمارستان و زمان بستري مرحله دوم شش تا هشت هفته پس از ترخيص بيمار از بيمارستان و در داخل يكمركز مجهز به تجهيزات خاص مرحله سوم بعداز اتمام اين دوره و جهت رساندن بيمار بهحداكثر ظرفيت عملكردي خويش.
البته در اين نوع تقسيمبندي به اندازه كافي به مرحلة بين ترخيص تا شروع ورزش درمركز توجه نميشد، به همين منظور اخيراً براي يك دورة كامل بازتوانی قلبي، 4 مرحله درماني مد نظر قرار می گیرد
. مرحله اول: (inpatient phase) دستهاياز مداخلات بازتوانی، درماني و آموزشي كه بسته بهنوع مشكل قلبي بيمار از شروع زمان بستري آغاز و به مرور با تغيير موقعيت بيمار دربخشهاي مختلف و تا پايان بستري شدن تغيير و ادامه مييابند.
به لحاظ حساسيت زياد بيماران قلبي، لازماست فيزيوتراپيست از ابتدا برفعاليتهاي مختلف بيمارمانند اجراي تمرينات، قدم زدن و بالا رفتن از پلههانظارت دائمداشته باشد و بروز هرگونه علائم، نشانهها، عكسالعملو محدوديتهاي بيمار را بررسيو ثبت نمايد. در موردسطح فعاليتها و فشار وارده به قلب، بايد به بيمارتوضيح داده و وي را با جداول مخصوص كه بيانگر سطحتوانائيعملكرديبيمار مي باشند، آشنا نمود. همچنينراهنماي فعاليتهاي روزمره و فشارهاي مرتبط و نيز رژيم ورزش درماني مناسب براي منزل را در طي 6 هفته آينده تهيه و در اختيارش قرار دهد. همينطور با كمك مثال يانرمافزارهاي تخصصي، سعي در تفهيم اهميت فعاليتها و پياده روي مناسبدر روز شود. هدف كلي از اين آموزشها، حفظ سطح عملكردي بدست آمده و حتيالمقدورافزايش آن در مرحله پس از جراحي و استراحت بيمار در منزل است.
مرحله دوم،بلافاصله پس از ترخيص بيمار از بيمارستان آغاز ميشودو اين زماني است كه بيمار درمنزل استراحت ميكندواحساس تنهائي و اضطراب دارد و لازم است كه با كمكجزواتراهنما، نوار، مشاورههاي تلفني و يا حضوري، روندبازتوانی جامع را ادامه داد . لذا ضمن اينكه بيمار را براي مرحلةورزش (مرحله 3) آماده ميكنيم، از بروز اضطرابو افسردگي نيز جلوگيري ميشود. بيماران سكته ناقص و جراحي قلب با انجام دستورات،ورزشها و ادامه فعاليتها در منزل خواهند توانست خود را به سطح مطلوب براي شركت درمرحله 3 برساند و از فوائد ورزش درماني در مرحلة بعد، حداكثر استفاده را ببرد.
مرحله سوم كه اختصاصاً مرحله ورزش ناميده شده است، بيمار با حضوردربيمارستان و يا مراكز مجهز بازتوانی قلبي، با وجودامكانات خاصي، مرحله ورزشدرماني را آغاز ميكند. لذاضمن اينكههمچنان آموزش، مشاورههاي روانشناسي و كنترلعوامل خطر آفرين تحت نظارت پزشك متخصصادامه دارد، آموزش تخصصيدر جهت اصلاح تصورات ذهني غلط بيمار خصوصاً در مورد ناتوانيهاي حاصله ازبيماري قلبي، و دادن اطلاعات صحيح راجع به اين مرحله ازبازتوانی قلبي به بيمار كمكقابل توجهي خواهد نمود. دراين مرحله از درمان در صورت رعايت اصول درمان و وجود امكانات لازم،امنيت سلامت بسيار بالاست و تقريباً هيچ خطري بيمار را تهديد نميكند و بيمار ميتواند با گذراندن اين مرحله به زندگي عادي قبل از بيماري برگردد.
تشويق در جهت ترك دخانيات، كنترل وزن بيمار وبازتوانی اجتماعي - كه كمك بهبازگشت به كار ميكند - بسيار مهم ميباشند. در حقيقت تمام موارد اين مرحله توسطمتخصص قلب، روانشناس باليني، فيزيولوژيست ورزش و يا فيزيوتراپيست ، برنامهريزيو اجرا خواهند شد. نحوة تنظيم اين برنامه و خصوصاً اولويت آنها نسبت بهورزش، بسته به تمهيدات و امكانات هر محل و كشور فرق ميكند. قسمت اصلي درمان،برنامه ورزش است و لزوم تعيين دقيق شدت ورزشها حساسترين قسمت درمان است.
معمولاً براي تجويز يكبرنامة ورزشي مناسب براي بيماران قلبي بايستيظرفيتاجراي تمرينات درحد مناسب بوده وهيچگونه علائم غيرطبيعي قلبي را در اين مرحلهنداشتهباشند. ضمناً بايد ضربان قلب بيمار در حالت استراحتكمتر از 90 ضربه در دقيقهو فشار خون وي كمتر از 90/140ميليمتر جيوه باشد. يك برنامه تمريني قلبي ريويموثرشامل انجام ورزشهاي با تحرك، منظم و توامبا تنفس (ايروبيك) در گروه عضلات بزرگ،با شدت پايين تامتوسط و با مدت زماني طولاني ميباشد. پايه اصلي ورزشهاراورزشهاي هوازي تشكيل ميدهند و ليكن ورزشهاي مقاومتي وانعطافپذيري جديداً رواج پيدا كرده است. تمرينات ورزشي رابايد با توجه به نيازهاي هر فرد و محدوديتهايويبرنامهريزي كرد. در اصل تجويز اين ورزشها و تغيير آنهاباتوجه به هر فرد، يك نوعمهارت تخصصي محسوب ميشود
.
مشخصات تمرينات هربيمار در يك هر جلسه را بايد بسته به وضع او در آن روزوحين انجام ورزش مشخص نمود. ممكن است يك بيمار درروزخوب خود (از نظرروحي)بتواند به راحتي و بدون بروزعلائم تمرينات را به پايان برساند و همين بيمار درروز بعد- كه روز خوبي را نداشته است - در شروع تمرينات بهمشكل برخورد كند و درمانگرمجبور به قطع تمرين بشود. درانجام ورزشهاي ايروبيك ميتوان از تجهيزاتي مانندتردميل،دوچرخه ثابت، قايق، ارگومتري اندام فوقاني وتحتاني و... استفاده نمود. تحقيقاتاخير تقريباً روي انجامورزشها توسط اين وسايل بوده است.
يكي از اهداف ورزش در بازتوانی قلبي،رسيدن به يك ضربان قلب مناسب وايدهآل است كه در اينشكل از تمرين، قلب بايد به آستانه تطابق تمرينبرسد. يعني در آنضربان، بيمار نبايستي هيچگونه مشكلياعم از درد، نارسائي قلبي، تنگي نفس و ضرباننامنظمقلب در حين ورزش را داشته باشد.
اجزاء يك جلسه درماني عبارتند از :
مرحلة گرم كردن كه شامل حركات فعالومنظم با فشار كم كه در گروه عضلات بزرگ و دامنهطبيعي حركتمفصل صورتميگيرد. مدت زمان لازم براي انجام اين مرحله 20-10 دقيقه ميباشد.
مرحلة دوم كه پس از گرمكردن صورت ميپذيرد. قسمت اصلي ورزشها در اين مرحله، بصورتاستفاده از تردميل، دوچرخة ثابت،ارگومتري اندام فوقاني و تحتاني، قايق، پله نوردي وشنا ميباشد. اين تمرينات به دو صورت پيوسته و ناپيوسته قابل اجرا ميباشند. البته بايد گفتكه تمرينات ناپيوسته به جهت دارا بودن مرحلههاي فعاليت و استراحت بطور متناوب و همچنينوجود تنوع در نوع تمرينات داراي طرفداران بيشتري هستند.
ايجاد تنوع در نوع تمرينات موجب شكلگيري برنامهاي جامع، جذاب و هدفمند ميگردد كه علاوه بر حضور مستمر اين بيماران در برنامه درمان، دستيابي هرچه سزيعتر به نتيجهدرمان را نيز ميسر مينمايد.
مدت زمان تمرينات در اين مرحله حدود 20 الي30 دقيقه ميباشد.
مرحلة آخر نيز مرحله سرد كردن نام دارد. در اين مرحله سطح فعاليت را بايد به آهستگي كمكرد تا جريان خون بدن درحدي باقي بماند كه سبب افزايش نياز عضله قلب به اكسيژننگردد. براياين منظور بايد با ماساژ آهسته عضلات وانقباض متناوب آنهابه بازگشتخون وريدي كمك كرد. اگر ورزش شديد را بهطور ناگهاني قطع كنيم، تجمع خون در اندامتحتاني،كاهش بازگشت وريدي به قلب و افزايش جبراني ضربانقلب را خواهيم داشت كهبه زيان اكسيژن رساني عضلهقلب تمام خواهد شد كه كاهش فشار خون، كاهش جريانخونبه مغز، سبك شدن سر، سرگيجه و غش كردن از علائمباليني آن خواهد بود.
يك دورة 10 دقيقهاي با شدت كم، بهمراهچند حركت كششي در انتهاي ورزشتوصيه ميشود.
ضمناً لازم است بيمار تا 30 دقيقهبعداز اتمام ورزش، همچنان تحت نظرباشد. به همينمنظور دربعضي مراكز پس از خاتمة ورزشها، دورة آرامش و شلكردنبدن (ريلاكسيون) و كلاسهاي آموزشي برنامهريزيميشود. تمرينات شل كردن موجبكاهش ضربان قلب،فشار خون، استرس و همچنين كاهش بينظميهاي موجود درضربان قلبميگردد.
مرحله چهارم يا مرحله نهائيباز توانی قلبي، دراین بخش بيمار در يك دورة طولاني مدت تحت كنترلقرار ميگيردتا اولاً دچار كاهش سطح فعاليت نشود و ثانياًهمچنان روند ورزش درمانيادامه يابد.
البته ديگر به نظارت مستقيم درمانگر احتياجي نيست و او ميتواند با عضو شدن درباشگاههاي ورزشي و يا گروههاي شخصي توانبخشي قلبي، به ورزش ادامه دهد.
در اينمرحله بيماران به حداكثر ظرفيت عملكردي خوددر منزل و جامعه خواهند رسيد. هدف ازادامهمراقبت و بررسي بيماران، حفظ و توسعه فعاليتهايورزشي و نتايج حاصل از آنهاو تغييرات ايجاد شده در زندگيبه نفع پيشگيري از سكتههاي مكرر و بستري شدندربيمارستان است.
هرچند كه بعداز اتمام ورزشاغلب بيماران بخوبي بازتواني شدهاند و به زندگيعاديباز ميگردند ولي همچنان در بعضي از بيماراندرجاتي از ناتواني ديده ميشود كه البته ممكن است درمرحله 4 بتوان همچنان درجات توانائي بيمار رابالاتر برد.
اگرچه رسيدن و حفظ يك روش زندگي صحيح و مناسب،كار مشكلي ميباشد ولي اجراي يك برنامة توانبخشي قلبيمناسب، ميزان رخداد حوادث قلبي را كاهش ميدهد.يكي از اهداف مهم مرحله 4، تلاش در حفظ روشزندگيصحيح ايجاد شده در مرحلههاي قبلي است. همزمان بااين تغيير روش زندگي، پزشكدرمان داروئي بيمار را هم بطورمناسب تغیير(تقليل) خواهد داد
نتيجه نهايي اهداف درماني، تغيير يا تبديلوضعيت بيمار به حالت قبل از بيماري است.مسئوليتاصلي گروه توانبخشي قلبي خصوصاً مرحله 4، رساندنبيمار به استقلالزندگي و درماني و عدم لزوم نظارت گروه درمان مي باشد، به شكلي كه تنها وبا انجام دستوراتداروئيو آموزشهايداده شده توسط خود بيمار، امكان ادامه زندگي بدون خطر وجودداشته باشد.
براي بيماراني كه مدت زيادي را دربيمارستان گذراندهاند امكان تغيير رويه درمانازمراقبتهاي مستقيم و پيشرفته توسط كادر درمان، بهشكلي اززندگي و درمان مستقل،بيخطر و دغدغه بدور ازهراس و بدون نياز به تحت نظر بودن وجود دارد كه بسيار مهم و نويد دهنده است و اين هنربازتوانیاست.
نقش فيزيوتراپيست در برنامه جامع بازتوانی قلبي
بعد از بروز مشکلات قلبی و یا جرّاحی قلب؛ اغلب بیماران خود به تنهائی نیزقادر خواهند بود تا به صحنه زندگی باز گردند ولی کي و با چه میزان توانائی معلومنیست. در تعریف برنامه جامع بازتوانی قلبی, توسط سازمان بهداشت جهانی, بر برنامه هائي هماهنگ و چند جانبه که سعي دارند بیماران قلب و عروق را در حداقل زمان وهزينه و ریسک، به حداکثرِ کيفيتِ زندگيِ جسمي, روحي و اجتماعی برسانند,تاکيد شده است. فلذا همانگونه که در تعريف فوق نيز مشخص شده است, برنامه هاي بازتوانی با هدف بهينه سازي زمان,هزينه و کيفيت زندگيQuality of Life مطرح مي گردند.
رکن هر برنامه توانبخشي قلبي ,ورزش درمانی پیشرونده مي باشد و مسئوليت تجويز, طراحي, برنامه ريزي و اجراييک پروتکل ورزش درماني ايده آل و بهينه, بعهده فيزيوتراپيستِ گروه بازتوانی قلبي مي باشد.
چرا فیزیوتراپیست؟ چون هم به مفاهیم و تشخیصهای بیماریهای قلب و عروق و تنفس تسلط کافی دارد و هم در برنامهریزی پروتکلهای ورزشی؛ دانش، مهارت و توانائی لازم را دارا می باشد. او موظف استتا برنامه های ورزشی را با شدت، زمان، تکرار و از نوع مناسب با وضعیت بیماران قلب و عروق طراحی نموده و بیماران را تشویق به شرکت نماید. نظارت بر اجرای صحیح ورزشهاو مانیتورینگ بیماران تا زمانی که آنها قادر باشند به تنهائی ورزشها را در پارک دنبال نمایند از وظایف گروه فیزیوتراپی است که در یک برنامه هماهنگ با کمک متخصصین قلب و پرستاران انجام می شود.